محمد تقي جعفري
23
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى
19 - حمله وگريز از روى ترس قابل مقايسه با تكاپو از روى عشق نيست . بر دل عاقل هزاران غم بود گر ز باغ دل خلالى كم شود 20 - خردمندانى كه انديشه ها و ساير فعاليتهاى درونى آنان با محاسبه مىافتد ، با كوچكترين اخلال در يكى از واحدها و روابط آنها طوفان وشورشى در درون آنان به وجود مىآيد . هست هشيارى ز ياد ما مضى ماضى ومستقبلت پردهء خدا آتش اندر زن به هر دو تا به كى پر گره باشى از اين هر دو چو نى 21 - حقيقت هستى را با گذشته وحال وآينده قطعه قطعه كردن گره هايى بر وحدت يا بى در جهان بينى روح به وجود مىآورد ونمىگذارد نى روح آدمى نواى خود را بنوازد . هر كه كارَد گردد انبارش تهى ليكش اندر مزرعه باشد بهى 22 - از استهلاك انرژى در كارى كه محصول خواهد داد بيمى به خود راه ندهيد زيرا آن محصول انرژى از دست رفته را جبران وگردونهء زندگى شما را مىاندازد . نيست چيره چون تو را چيره كند ؟ نور ندهد مر تو را تيره كند 23 - ذات نايافته از هستى بخش كى تواند كه شود هستى بخش خشك ابرى كه شود زآب تهى نايد از وى صفت آب دهى دير بايد تا كه سرّ آدمى آشكارا گردد از بيش و كمى 24 - حقيقت وسطوح شخصيت انسانى آن قدر متنوع وقابل انعطاف و خود دارى است كه كشف وآشكار شدن آن به مرور زمانهاى طولانى نيازمند است . او به قصد نيك خود جايى رسد گر چه جان پنداشت او آمد جسد 25 - نيت پاك انسانى نتيجهء نيك خواهد داد ، اگر چه در انتخاب وسيله به خطا برود و يا رهبر دروغين او را تحريك نموده باشد .